عنوان کامل پایان نامه :

 مدیریت سود و سیاست های تقسیم سود در شرکت‏های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

2-2-8-2 منتخب نظریه های رقیب

نظریه های رقیب که در این جا آورده می‏شوند مهمترین رقبای نظریه شرکت در ادبیات مدیریت سود به شمار می آیند. اما همان گونه که پیش از این گفته گردید هر یک در مقایسه با نظریه شرکت به نوعی یک ارتباط خاص و عام دارند. به همین دلیل نظریه شرکت به عنوان یک نظریه عام و مسلط در کانون بحث این مقاله قرار میگیرد.

1) نظریه چشم داشت: دو رویکرد به این نظریه هست: نظریه چشم‏داشت اطلاعاتی و نظریه چشم‏داشت ارزشی. هر دو رویکرد ریشه در نظریه چشم‏داشت روانشناسی دارند. برای اولین بار نظریه چشم‏داشت در حوزه حسابداری با رویکرد چشم‏داشت اطلاعاتی وام گرفته گردید. اما سپس رویکرد ارزشی به این نظریه در کانون پژوهش‏های مدیریت سود قرار گرفت.

اسکیپر[1] (1989) چشم انداز اطلاعاتی را در مقام عنصر کلیدی زیر بنای مطالعه پدیده مدیریت سود قرار

می‏دهد. بر این اساس چشم‏داشت اطلاعاتی در اثر ناقرینگی اطلاعاتی که در ساختارهای شرکت‏های سهامی پیچیده بین مدیریت مسلط و گروه ذینفعان دور افتاده‏تر هست ایجاد می‏گردد. وی معتقد می باشد چشم‏داشت اطلاعاتی فرض می‏کند که افشاهای حسابداری دارای یک درونه یا بار اطلاعاتی می باشد که علائم فایده‏مندی را به ذینفعان رله یا مخابره می‏کند. پس مدیران با آگاهی از این چشم‏داشت از مدیریت سود برای برآوردن اهداف سود مورد انتظار ذینفعان بهره گیری می‏کنند.

بورگستقلر و دیچو[2] (1997) رویکرد ارزشی را به عنوان نظریه چشم‏داشت اتخاذ می‏کنند. طبق این رویکرد تصمیم گیران یا ذینفعان ارزش را با در نظر داشتن یک مبلغ مرجع مانند سود استخراج می‏کنند تا سطوح مطلق ثروت، یعنی توابع ارزش‏گذاری افراد در دامنه زیان محدب و در دامنه سود مقعر می باشد. این تلویحاً این مفهوم را می‏رساند که زیان‏ها ناخوشایندتر از سودها هستند. از این رو، ذینفعان بالاترین ارزش را وقتی به دست می‏آورند که ثروت از یک زیان به یک سود به نسبت یک نقطه مرجع حرکت می‏کند. اختصار مطلب این می باشد که اگر همه چیز ثابت بماند، سرمایه گذاران ترجیح می‏دهند در شرکت‏هایی سرمایه‏گذاری کنند که سود کوچک‏تر را گزارش می‏کنند تا شرکت‏هایی که دارای سود نوسان پذیر هستند (کنوس و مرکر[3] ، 2005: 190). پس تغییر در سود و سطح صفر سود دو نقطه مرجع برای سرمایه‏گذاران هستند.

اگر مدیران بتوانند سود را بالاتر از سطح این نقطه مرجع گزارش کنند پس پاداش دریافت خواهند

نمود. به تعبیری سود در مقایسه با زیان و تغییر مثبت در مقایسه با تغییر منفی به عنوان مرجع پاداش محسوب می‏شوند. این نظریه همچنین گزینه مناسبی برای نظریه مطلوبیت مورد انتظار می باشد.

2) نظریه کارگزاری: دو رویکرد به این نظریه در نوشته های مدیریت سود مطرح می باشد:

رویکرد سهامداران و رویکرد ذینفعان. هر دو رویکرد ریشه در کار جنسن و مکلینگ[4] دارند (جنسن و مکلینگ ، 1976: 120).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

طبق رویکرد سهامداران یا رویکرد سنتی به نظریه کارگزاری، تضاد منافعی بالقوه بین سهامداران و مدیران هست. مدیران می کوشند ثروت خود را بیشینه کنند. این ثروت با افزایش پاداش، افزایش ارزش اختیار نامه های سهام یا ارزش سهام، یا کسب جایگاه شغلی بهتر افزایش می یابد. تاکید بر سود کوتاه مدت و فدا کردن سود بلند مدت بهترین و کوتاهترین راه افزایش ثروت می باشد.  بر این اساس مدیران مشوق لازم را برای مدیریت سود دارند.

طبق رویکرد ذینفعان به نظریه کارگزاری تضاد منافع به تمام گروه‏ های ذینفعان تعمیم داده می‏گردد.

پرایور، ساروکا، و تریبو[5] عقیده دارند بر اساس این رویکرد مدیران نه تنها با سهامداران که با دیگر گروه‏های  ذینفعان شرکت ارتباط دارند. آنان ارتباط مثبتی را بین مدیریت سود و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت یافتند.

[1] . Schipper

[2] . Burgstahler & Dichev

[3] . Koonce & Mercer

[4] . Jensen & Meckling

[5] .Priver, Saroca & Tribo

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-4- اهداف پژوهش

پژوهش حاضر، در راستای احساس نیاز به غنی تر کردن پژوهش های حسابداری در زمینه مدیریت سود و سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفته می باشد که شامل اهداف زیر می باشد:

الف) هدف کلی:

ارزیابی تأثیر دامنه فعالیت های مدیریت سود بر سیاست های تقسیم سود در میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

ب) اهداف ویژه:

  • توسعه ادبیات مرتبط با مدیریت سود به ویژه نتایج کاربرد مدل تعدیل شده جونز
  • توسعه ادبیات مرتبط با سیاست های تقسیم سود با کمک مدل کاملا تعدیل شده لینتنر
  • توسعه و ردیابی آثار و ارتباط سیاست پرداخت مبلغ ثابت سود سهام و ثبات در پرداخت نرخ سود سهام

ج) اهداف کاربردی:

  • ایجاد اطمینان و افزایش اعتماد سرمایه گذاران خرد: چنانچه تاثیر دامنه فعالیت های مدیریت سود بر سیاست های تقسیم سود مورد تأیید قرار گیرد، با برقراری سامانه های نظارتی و مقرراتی کارا در بازار سرمایه، ریسک سرمایه گذاری کاهش می یابد. در نتیجه سرمایه گذاران خرد با اطمینان بیشتر اقدام به تحصیل سهام شرکت هایی می نمایند که در آنها فعالیت های مدیریت سود کمتری توسط مدیران به کار رفته می باشد.
  • کمک به هیأت های تدوین کننده استاندارد و مراجع تدوین کننده قوانین و مقررات: این مراجع با در نظر داشتن نتایج پژوهش، بایستی استانداردها و مقرراتی را وضع کنند که امکان مدیریت سود را به مدیران ندهد. به گونه مثال تدوین کنندگان استاندارد بایستی در ارتباط با اقلام تعهدی اختیاری استانداردهایی را وضع کنند که اعمال مدیریت سود با دستکاری این اقلام توسط مدیریت امکان پذیر نباشد.

پایان نامه - تز - رشته حسابداری